الشيخ المنتظري
280
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
هدايتهاى بيكران الهى « فَيَالَهَا اَمْثَالا صَائِبَةً ، وَمَوَاعِظَ شَافِيَةً ، لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً ، وَاَسْماعاً وَاعِيَةً ، وَآرَاءً عَازِمَةً ، وَاَلْبَاباً حَازِمَةً » ( اى شگفت از اين مثالهاى صائب و راست ، و اين پندهاى شفادهنده ، اگر برخورد كند به دلهاى پاك و گوشهاى شنوا ، و انديشه هاى ثابت و عقلهاى استوار . ) « يالها » ندا و مناداست ، يعنى اى شگفت از اينها ; مقصود از « لها » كه در فارسى به معناى « اينها » است ، آن كارهايى است كه انجام شده است . « امثالا صائبة » تميز « لها » است و ابهام آن را بيان مىكند ; يعنى مَثَلها و الگوهايى كه صائب و حق بوده است . « و مواعظ شافية » اين جمله عطف به جمله قبل است ; يعنى « يا لها مواعظ شافية » اى شگفت از اين موعظه هاى شفابخش . حضرت مىگويند : بله قرآن و آن همه احاديث و اين كلمات بزرگان ، اينها همه چراغهاى روشن و موعظه هاى رسا هستند ، امّا دل بايد گيراى اين مواعظ و نصايح باشد ، دلِ صاف مىخواهد تا از اين مواعظ و دليلهاى روشن استفاده كند . مى فرمايد : اگر عدّه اى گمراهند ، نه اين است كه خدا آنها را گمراه گذاشته باشد ، بلكه اينها قابليّت نداشته اند ، چرا كه خدا مَثَلها و الگوهاى صائب را فرستاده ، موعظه هاى شافيه را فرستاده است ، و اين مواعظ « لو صادفت قلوباً زاكيةً » اگر به دلهاى پاك برسد شفابخش است ، « و اسماعاً واعيةً » و به گوشهاى داراى ظرفيّت برسد اثر مىكند و شفابخش است « و آراءً عازمةً » و اگر به رأيهاى تصميم گيرنده برسد انسان را هدايت مىكند . در جمله « آراءً عازمةً » اسناد مجازى است ; براى اين كه « آراء » جمع « رأى » است و « عازمة » به معناى تصميم گيرنده است ، آنوقت اسناد « عازمة » را به « آراء » داده است در صورتى كه انسان تصميم گيرنده است نه رأى ، و بايد اسناد « عازمةً » را